تبليغاتX
تو را من چشم در راهم شباهنگام

تو را من چشم در راهم شباهنگام

سلام خدا جونم باز اومدم بعد چند وقت ...
نمی دونم ...
خدایا دلم داره می ترکه ...
خسته شدم پس کجایی ؟
چرا صدای منو نمیشنوی ...
خدایا ...
خدایا داغونم ...
خدایا 2 تا تشکر بهت بده کارم ...
چرا نمیشنوی بسمه ...
چطور تحمل کنم دیگه یه روزه هفتمم مال خودم نیست ...
نه تو این جوری کردی که همه روزم مال خودم باشه مثل همه فقط با یه تفاوت بدون هیچ کس ...
خدایا من تنهام
بیا پیشم بمون
من تنهام نمی تونم بمونم و دم نزنم ...
خدایا
خدایا خدایا ....

 

+ نوشته شده در 87/10/07 23 توسط هیوا... |



دلم ميخواست بند از پاي جانم باز مي کردند
 که من تا روي بام ابرها پرواز مي کردم
 از آنجا با کمند کهکشان تا آستان عرش مي رفتم
در آن درگاه درد خويش را فرياد ميکردم
که کاخ صد ستون کبريا لرزد
مگر يک شب ازين شبها ي بي فرجام
ز يک فرياد بي هنگام
به روي پرنيان آسمانها خواب در چشم خدا لرزد
دلم ميخواست دنيا رنگ ديگر بود
خدا با بنده هايش مهربان تر بود
ازين بيچاره مردم ياد مي فرمود

دلم ميخواست دنيا خانه مهر و محبت بود
دلم ميخواست مردم در همه احوال با هم آشتي بودند
طمع در مال يکديگر نمي بستند
مراد خويش را در نامرادي هاي يکديگر نمي جستند
ازين خون ريختن ها فتنه ها پرهيز مي کردند
چو کفتاران خون آشام کمتر چنگ و دندان تيز مي کردند
چه شيريناست وقتي سينه ها از م هر کنده است
چه شيرين است وقتي آفتاب دوستي در آسمان دهر تابنده است
چه شيرين است وقتي زندگي خالي ز نيرنگ است
دلم ميخواست دست مرگ را از دامن اميد ما کوتاه مي کردند
در اين دنياي بي آغاز و بي پايان
در اين صحرا که جز گرد و غبار از ما نميماند
خدا زين تلخکامي هاي بي هنگام بس ميکرد
نمي گويم پرستوي زمان را در قفس ميکرد
نمي گويم به هر کس عيش و نوش رايگان مي داد
همين ده روز هستي را امان مي داد
دلش را ناله تلخ سيه روزان تکان ميداد
دام ميخواست عشقم را نمي کشتند
صفاي آرزويم را که چون خورشيد تابان بود ميديدند
چنين از شاخسار هستيم آسان نمي چيدند
گل عشقي چنان شاداب را پرپر نمي کردند
به باد نامرادي ها نمي دادند
 به صد ياري نمي خواندند
به صد خواري نمي راندند
چنين تنها به صحراهاي بي پايان اندوهم نمي بردند
دلم ميخواست يک بار دگر او را کنار خويشتن مي ديدم
به ياد اولين ديدار در چشم سياهش خيره مي ماندم
دلم يک بار ديگر همچو ديدار نخستين پيش پايش دست و پا ميزد
شراب اولين لبخند در جام وجودم هاي و هو ميکرد
غم گرمش نهانگاه دلم را جستجو مي کرد
دلم ميخواست دست عشق چون روز نخستين هستي ام را زير و رو ميکرد
دلم ميخواست سقف معبد هستي فرو ميريخت
پليدي ها و زشتي ها به زير خک ميماندند
بهاري جاودان آغوش وا ميکرد
جهان در موجي از زيبايي و خوبي شنا ميکرد
بهشت عشق مي خنديد
به روي آسمان آبي آرام
پرستو هاي مهر و دوستي پرواز ميکردند
به روي بامها ناقوس آزادي صدا ميکرد
مگو اين ‌آرزو خام است
مگو روح بشر همواره سرگردان و نکام است
اگر اين کهکشان از هم نمي پاشد
 وگر اين آسمان در هم نميريزد
بيا تا ما فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو در اندازيم
به شادي گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

 

+ نوشته شده در 87/05/05 0 توسط هیوا... |


ديدي چه راحت اين يكي رو هم باختم ؟!
خدا ...
صدات نكنم نه ؟
باشه
هيچي نميگم ...
چقدر ازم بدت مياد ؟!
خدايا من بي تو ...
من، من ،من  بي تو ؟
چه راحت زياد كردم فاصلمو ازت و باختم ...
همه چي رو !
ديگه نمي تونم ...
راحتم كن ...
هر جوري كه بشه

 

+ نوشته شده در 87/04/07 2 توسط هیوا... |


جالبه ديگه حرفي براي گفتن ندارم
نمي دونم چي بگم از اين زندگي تكراري ....

 

کمک می خوام این همه تنهایی رو تحمل کنم . یه دست فقط یه دست...

                                                     اگه کسی کمکم کنه! دیگه تحمل چی ؟؟؟؟

+ نوشته شده در 87/03/01 1 توسط هیوا... |


 وقتی جهان 

از ریشه جهنم
و آدم
      از عدم
و سعی
از ریشه های یأس می آید
وقتی که یک تفاوت ساده
        در حرف
کفتار را
 به کفتر
   تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
         مثل نان
                   دل بست
نان را
      از هر طرف بخوانی
                            نان است!
 

+ نوشته شده در 86/12/05 23 توسط هیوا... |


 

+ نوشته شده در 86/11/05 1 توسط هیوا... |


+ نوشته شده در 86/10/18 0 توسط هیوا... |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

87/10/01 - 87/10/30

87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/01/01 - 86/01/31
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30
84/06/01 - 84/06/31
84/05/01 - 84/05/31
84/04/01 - 84/04/31



پیوندها

.:♥::آشیونه ی عشقولانه ی محمدرضا و مونا ::♥:.
دلتنگی دوست عزیزم لیلا
داد از غم تنهائی
آفتاب هميشه باقي...
زیبا با دلی به...
باران
چشمان بی فروغ
دستهای عاشق دیانا
آرزوهای دختر مرده (نازی )
امان از تنهایی
عشق یعنی این (نداوعلی)
عشق . رقص سبز
یلدا
سجاد
سایه عمر
فربد
آرزوهاي دختره مرده...
عشق و عاشقي
پادشاه فصلها پائيز
گریه های هرشب من
امين
سرون
حرفي از تو
شبگرد روزهاي تنهايي
دختر متولد عشق
نونو
داريوش و سياوش


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS